موانع رسیدن به موفقیت

 

سلام ماهانی عزیز. امروز می‌خواهیم درباره موانعی که احتمال داره در مسیر رسیدن به اهداف و خواسته ها و موفقیت با آنها مواجه شوید با شما صحبت کنیم. شناخت این موانع رسیدن به موفقیت به شما کمک می‌کند گرفتار آنها نشوید و به راحتی از کنار آنها عبور کنید

خب قبل از اینکه بخواهیم درباره موانع رسیدن به موفقیت وجود دارد با شما صحبت کنیم بهتر است که در ابتدا نگاهی به تعریف موفقیت داشته باشیم و با جنس موفقیت آشنا شویم تا بتوانیم کنترل کنیم که در چه زمانی موفق شده ایم.

هر کسی تعریف متفاوتی از موفقیت و موفق شدن را ارائه کرده است و توضحات زیادی درباره‌ آن وجود دارد. خیلی از مردم در سرتاسر جهان به دنبال این هستند که موفق شوند و روز و شب به خودشان سختی می‌دهند و مدام در حال تلاش کردن هستند. اما متاسفانه خیلی از آنها معنای آن را نمی‌دانند و فقط به دلیل اینکه در انواع قفسه‌های کتاب فروشی عنوان‌های کتاب موفقیت زیادی را دیده‌اند، مصاحبه‌هایی که در شبکه‌های تلوزیونی دید‌ه اند، پیج‌ها و سایت‌هایی که در اینترنت دنبال می  کنند و … احساس می‌کنند که باید موفق شوند.

 

پیشنهاد ما به شما : بیل گیتس

 

در همین برنامه‌هایی هم که گفتم تعاریف مختلفی از موفقیت می‌شود. برای مثال در یکی از شبکه ‌ها از یک فوتبالیست به عنوان یک فرد موفق یاد می‌شود و با او مصاحبه می کنند،

در شبکه‌دیگر مصاحبه‌ای با یک بازیگر در حال پخش شدن است و او از دستاورد‌هایش و تعریفش از موفق شدن صحبت می‌کند، وارد فضای مجازی و پیج‌های انگیزیشی که می‌شوید،

از دستاورد‌ها و کارهایی که کارآفرینانی مانند استیو جابز و بیل گیتس و ایلان ماسک به عنوان موفقیت یاد می‌شود. شاید با خودتان بگویید تمام این گروه‌هایی که نام بردیم همه یک مورد مشترک دارند و همه آنها پول و ثروت خوبی به دست آورده اند. ولی این شبکه‌های تلوزیونی از شهیدان کشورمان در دوران دفاع مقدس به عنوان قهرمان و کسانی که به اوج موفقیت رسیده اند یاد می‌کند.

اما همانطور که می دانید شهیدان عزیز کشورمان یک تفاوت اساسی با تمام گروه‌های نام برده دارند و آن هم این است گروه های نام برده شده از تفریحات خودشان می‌گذرند و وقت بسیاری را هزینه می‌کنند تا به خواسته های خودشان برسند و در قبال آن پول هم دریافت می‌کنند اما شهیدان با ارزش ترین دارایی خود یعنی جانشان را گذاشتند و در قبال آن چیزی دریافت نکردند و پولی به دست نیاوردند پس چرا از آنها هم به عنوان موفق یاد می‌شود؟

احساس می‌کنم الآن بهترین زمانی است که باید با تعریف موفقیت آشنا شویم.

تعریف موفقیت

تعریف موفقیت:

موفقیت امری فراتر از داشتن پول زیاد و داشتن ماشین لوکس و خانه خوب است بلکه موفقیت به معنای پیروی از احساسات، داشتن زندگی هدفمند و زندگی در لحظه است.

اما آیا این تعریفی که ما از موفقیت کردیم به این معناست که داشتن پول زیاد و ماشین گرانقیمت و … خوب نیست و مهم نیست که آن ها را در زندگی داشته باشیم؟

خیر منظور ما این نیست که نباید شما ماشین خوبی داشته باشید و یا در ماه ۳ میلیون تومان در آورده و به آن راضی شوید. خیر، واقعاً خوب است که یک زندگی ایده‌آل برای خودمان و افراد خانواده مان به وجود آوریم و سعی کنیم که هر چیزی که می‌خواهیم را از طریق پول زیادی که به دست آورده‌ایم تهییه کنیم و از آنها لذت ببریم.

ولی منظور ما این است که اگر شما تمام زندگی خودتان را غرق این کنید که برای مثال برای خودتان بنز بخرید و حاضر باشید که برای رسیدن به آن هر کار ی را انجام دهید، خودتان را دست کم گرفته اید.

خریدن بنز و خانه رویایی و … باید جایزه ای باشد که شما در مسیر رسیدن به خواسته‌هایتان به خودتان می دهید. بیایید این مثال را درباره گروه هایی که در بالا نام بردیم برای شما بیان کنیم.
بازیگری که به تمام خواسته های خودش رسیده و الآن به ستاره سینما تبدیل شده و در موقعیت مکانی خوبی در تهران زندگی می‌کند و ماشین‌های خوبی هم سوار می‌شود، هدفش در ابتدا رسیدن به این قضایا نبوده بلکه او می‌خواسته همیشه جلوی دوربین یا در صحنه تئاتر مشغول به بازی شود و بتواند نقش‌های مختلف را به بهترین شکل ممکن اجرا کند و یا اینکه بتواند در عمر کمی که دارد زندگی‌های مختلفی را  تجربه کند.

همچنین دوست داشته که میان مردم محبوب باشد و مردم او را بشناسند. او در راه محقق کردن این رویا و آرزو بسیار از خود گذشتی کرده، از تفریحات خودش گذشته، بی پولی های زیادی را تجربه کرده ولی کم نیاورده و به قدری استحکام  و صبر خرج کرده که در نهایت در یک فیلم سینماییی و یا تلوزیونی دیده شده و درآن درخشیده و  پس از آن پیشنهادات خوبی به او شده و او آن پیشنهاد‌ها را قبول کرده و تمام تلاشش را کرده که در‌ آنها هم بدرخشد و در نهایت به یک ستاره سینما تبدیل شده و دستمزدش به طبع زیاد شده و از طریق آن توانسته یک ماشین و یک خانه خوب برای خودش بخرد.

در مثال کارآفرینانی مثل استیو جابز و بیل گیتس و … هم این موضوع دیده شده است. آنها در ازای تخصصی که داشته‌اند سعی کرده اند یک محصول جدید را به وجود بیاورند. پس از به وجود آوردن آن  و عرضه آن به بازار بارها و بارها شکست خورده اند ولی نا امید نشده‌اند و خود باوری خودشان را ازدست نداده اند و سعی کرده‌اند که محصول خودشان را به روز رسانی کنند.

و سرانجام محصولشان در بازار پذیرفته شده و توانسته که نیاز مردم را حل کند و به قدری استقبال از محصول آنها زیاد شده که آنها مجبور شده اند که به بهترین شکل ممکن شرکت و کارخانه خودشان را بزرگ تر کنند و محصول بیشتری تولید کنند و پس از آن هم طبیعتا درآمد بیشتری را کسب کرده اند و توانسته اند خانه بیشتری بخرند و ماشین های خودشان را لوکس تر کنند و هر ماه مقدار پولی که به حساب‌ آنها واریز میشد را افزایش دهند.

آنها سعی می کردند که به بهترین شکل ممکن خودشان و دیگران را ارتقا دهند. شهیدان کشورمان ایران هم به این دلیل که توانستند به هدف دفاع از کشور برسند و برای محقق کردن، جانشان را به عنوان بها دادند، به این جهت از آنها به عنوان قهرمان یاد می شود.

پس شما برای اینکه موفق شوید در ابتدا باید آن هدفی را واقعاً در اعماق رویاهایتان می‌خواهید به آن برسید را در نظر بگیرید و پس از آن سعی کنید که به بهترین شکل ممکن خودتان را در جهت رسیدن به آن تصور کنید و هر روز تصویری که دوست دارید در آینده به آن برسید را مشاهده کنید.

پس از اینکه این که باور کردید شما هم می توانید به خواسته خودتان برسید وقت آن است که تلاش کنید که به هر نحوی که می‌توانید خودتان را به خواسته خودتان برسانید. شاید شما الآن به دلیل نیازهای مالی که دارید نتوانید که کاری که الآن مشغول آن هستید را رها کنید اما قادر خواهید بود که وقتی کارتان تمام شد خودتان را مشغول انجام رویا خودتان کنید. مثال‌های زیادی از ورزشکاران و هنرمندان و کارآفرینان و دیگر بزرگان وجود دارد که در ابتدای مسیر در کنار کارشان مشغول به انجام آن کارها بودند در کنار آن و پس از تمام شدن ساعت کاریشان به وقتشان را صرف رسیدن به خواسته های خودشان می کردند.

برای مثال هادی چوپان یکی از قهرمانان در حوزه بدنسازی و پرورش اندام است که صبح ها مشغول به شغل گچ کاری بوده و عصر ها پس از انجام چندین ساعت کار فیزیکی سخت، به ورزش کردن می پرداخت و با کم ترین امکاناتی که در اختیار داشت تلاش می کرد که به علاقه خودش که ورزش بدنسازی بود مشغول شود. هادی چوپان حتی چند سال بعد از اینکه قهرمان کشوری هم بود باز هم خرج خودش را از طریق شغل گچ کاری به دست می‌اورد.

پس از چند قهرمانی جهانی هادی چوپان توانست با پول‌هایی که از این راه به دست آورده بود یک باشگاه راه اندازی کند و سرانجام شغل گچ کاری را کنار گذاشت و خودش را تمام وقت درگیر تمرین کرد و  سرانجام توانست در مسابقه مستر المپیا مقام بیاورد و به موفقیت بزرگی در حیطه خودش رسید.

با داشتن چه ویژگی‌هایی احساس می‌کنیم که موفق شده‌ایم؟

همانطور که در تعریف واژه موفقیت برای شما بیان کردیم، شما اگر هدفی داشته باشید که واقعاً مخصوص به خودتان باشد و پس از آنکه سعی کنید که با هرآنچیزی که در اختیار دارید به سمت خواسته های خودتان حرکت کنید و خواسته های خودتان را عملی کنید.
سعی کنید در زمان حال زندگی کنید و مدام خودتان را با دیگران مقایسه کیند و یا نگران گذشته و آینده خودتان نباشید و در عوض سعی کنید که به بهترین شکل ممکن خودتان را ارتقا دهید.

اگر شما در مسیر رسیدن به خواسته‌هایتان باشید و برای آن هدف داشته باشید و سعی کنید که اهداف خودتان را در مسیر رسیدن  به خواسته‌های خودتان تیک بزنید می‌توان گفت که شما در راستای رسیدن به خواستید اگر در این مسیر از تک تک لحظه هایش لذت ببرید و شکست‌هایی که می‌خورید هم شما را نا امید نکنند و شما مدام در ذهن خودتان به خودتان نگویید که تو خنگ هستی و … یعنی شما در راستای رسیدن به موفقیت هستید.

چرا باید به آرزو هایمان برسیم و رسیدن به آرزو ها چه احساسی خواهد داشت؟

چرا باید به آرزو هایمان برسیم و رسیدن به آرزو ها چه احساسی خواهد داشت؟

رسیدن به آرزوها دو نتیجه خیلی بز رگی برای شما به بار خواهد آورد اولی این است که شما وقتی یک مسیری را شروع می‌کنید و در آن پیشرفت می کنید و سر انجام به هدف خودتان میرسید یک تغییر بزرگی در اطرافیان یا social self (خود اجتماعی) خودتان به وجود بیاورد.

محل زندگی شما، دوستانی که دارید، تک تک اعضای خانواده، همکاران، رقبا و … social self  شما را تشکیل می دهند. برای مثال شما تصور کنید که شما می‌خواهید به تناسب اندام برسید و هیکل خودتان را بسازید. شما شروع می کنید به رژیم گرفتن وسعی می‌کنید که خودتان را لاغر کنید. علاوه بر آن در باشگاه نیز ثبت نام می کنید و سعی می‌کنید که ورزش هم کنید و به وسیله آن عضله سازی را هم شروع کنید. خانواده و دوستان و همکاران شما هر روز شما در حال رعایت رژیم غذایی و ورزش کردن می‌بینند و خیلی از اطرافیان شما که اضافه وزن دارند با خودشان می‌گویند

چطور فلانی می‌تواند پس من هم باید شروع کنم به رژیم گرفتن و ورزش کردن و هیکل خودم را کنترل کنم. برخی از اعضای خود اجتماعی شما نیز پس از اینکه بدن شما و نتایج شما را ببینند تازه به شما ایمان خواهند آورد  و با خودشان می‌گویند که بدن من مثل فلانی باید باشد و باید از او بپرسم که چه کاری برای آنکه بدن آماده ای داشته باشم، باید انجام دهم؟ همین موضوع باعث خواهد شد

که شما از نظر ورزش کردن وحفظ سلامتی علاوه بر اینکه به خواسته خودتان رسیدید بلکه به دیگران هم کمک کردید که خودشان را باور کنند و در مسیر خواسته های خودشان حرکت کنند و آنها هم تغییری را در زندگی خودشان ایجاد کنند. همین موضوع باعث می‌شود که سطح خود اجتماعی خودتان را بالا ببرید.

دومین تاثیری که در زندگی شما خواهد داشت این است که عزت نفس شما را افزایش خواهد داد. به این صورت عزت نفس شما را افزایش می دهد که شما وقتی که کاری که عاشقش هستید را انجام می دهید و سعی می کمنید که در آن کار پیشرفت کنید پس از مدتی قادر خواهید و ببینید که علارغم همه مشکلاتی که وجود دارد شما در حال انجام دادن کارهایی هستید که آنها را دوست دارید احساس ارزشمندی خواهید کرد و همین احساس ارزشمندی است که باعث تقویت عزت نفس شما خواهد شد.

همچنین وقتی که شما به آرزوی خود می‌رسید و یا اینکه حتی در مسیر رسیدن به آن هم قرار دارید دیگر برای تک تک لحظه های خودتان برنامه دارید و می دانید که در  هر زمانی چه کاری را باید انجام دهید. این موضوعات به شما کمک خودهند کرد احساس خودآگاهی خیلی خوبی را تجربه کنید و  از اینکه کنترل کامل روی خودتان دارید لذت ببرید. همچنین این موضوعات به شما کمک خواهند کرد که شما دلیلی داشته باشید که وقتی چشمانتان را باز می‌کنید به خاطرش از خانه خارج شوید.

موانع رسیدن به موفقیت:

اما موانع رسیدن به موفقیت بسیار است که شما باید در برابر آنها تاب بیاورید و زود نا امید نشوید و زود کنار نکشید بلکه تمام تلاشتان را بکنید که این موانع را کنار بزنید و سعی کنیدکه پس از آن به  مسیرتان ادامه دهید.

رها کردن اهداف:

یکی از بزرگترین مشکلاتی که خیلی از افراد پس از مدتی نا امید می‌شوند و اهداف خودشان را رها می کنند این است که این افراد انتظار دارند که خیلی زود به نتیجه برسند و می‌خواهند مسیری که اغلب کسانی که در آن حوزه موفق بوده‌اند و توانسنته‌اند که دستاوردهای بزرگی برای خودشان خلق کنند را در مدت نهایتا دو ساله طی کنند.

در حین همین دوسال هم خیلی با انرژی و با انگیزه هستند ولی بعد از دوسال که هنوز به نتیجه خاصی نرسیده اند و از لحاظ مالی هم مشکل دارند، خودشان را با بقیه دوستانشان مقایسه می‌کنند که آنها به کجا رسیده‌اند و در نتیجه از ادامه مسیر نا امید می‌شوند و سعی می کنند که خودشان را قانع کنند که به درد این کار نمی‌خورند یا اگر در این کار پارتی نداشته باشند موفق نخواهند شد و در نهایت خیلی تلخ از رویای خودشان دست می کشند وتصمیم می‌گیرند که مشغول کار دیگری شوند.

حال ممکن است که هرچه بیشتر در مسیر خواسته های خودشان جلو می‌روند یک آرزوی دیگری پیدا کنند که فکر کنند می‌توانند در آن کار بهترین باشند و همچنین این امکان وجود دارد که آرزو یا هدف دیگری پیدا نکنند که بخواهند خودشان را غرق در آن کنند و تا چندین و چند سال بدون هیج رویایی زندگی کنند.

برنامه ریزی درست در موانع رسیدن به موفقیت

برنامه ریزی درست:

پس یکی دیگر از تله هایی که باید در برابر آن مقاومت کنید و اجازه ندهید که جلوی شما را برای موفق شدن بگیرید، هدف گذاری درست و زمان بندی اصولی و انعطاف پذیری در  برنامه ریز ی است. یعنی شما در ابتدا سعی کنید که هدف گذاری درست و اصولی داشته باشید. باید سعی کنید که هدفی که برای خودتان تعیین می کنید به صورت smart باشد تا احتمال رسیدن به آن زیاد و زیاد تر شود.

پس از اینکه اهدافتان را به صورت اسمارت مشخص کردید باید برای آنها برنامه ریزی کنید و سعی کنید که به برنامه های خودتان عمل کنید و همچنین زمانتان را به بهترین شکل مدیریت کنید و پس از آن هم سعی کنید که مدام روند خودتان را ارتقا دهید.

به این موضوع توجه داشته باشید که موفق شدن فرآیند زمان بری است و شما قرار نیست که یک شبه موفق شوید پس طوری رفتار کنید که خسته نشوید و اگر هم خیلی خسته بودید لزومی ندارد که مسیرتان را به طور کلی فراموش کنید بلکه سعی کنید که به خودتان کمی استراحت دهید و پس از آن با قدرت بیشتر ی به مسیر خودتان ادامه دهید. نداشتن برنامه ریزی و همچنین نا امید شدن یکی از مهم ترین موانع رسیدن به موفقیت است.

عدم تمرکز و حضور نداشتن در زمان حال

پس تا به اینجا دیدیم که اصولاً موانعی که بر سر موفقیت قرار دارند به این صورت هستند که شما متوجه آنها نمی‌شوید و خیلی نامحسوس در شما نفوذ می‌کنند و تمام افکار شما را در بر می‌گیریند و  از آنجایی که افکار شما رفتار شما را می سازند باعث خواهد شد که پس از مدتی به دلیل اینکه در فکر خودتان شکست خورده اید از ادامه دادن مسیر دست بکشید. به همین دلیل بود که در ابتدای مقاله در تعریف موقیت از زندگی در زمان حال گفتیم.

در واقع زندگی در زمان حال شامل یک سری تکنیک هایی است که به شما کمک خواهد کرد بتوانید ذهنتان را خاموش کنید و فقط سعی کنید از زمان حال و کاری که در حال انجام دادن آن هستید لذت ببرید. این موضوع به شما این امکان را خواهد داد که بتوانید به بهترین شکل ممکن نه تنها خودتان را از شر افکار منفی دور کنید بلکه غرق در رویا پردازی هم نشویید وسعی کنید که بر بهبود عملکردتان د رزمان حال تمرکز کنید.

شما با رعایت تکنیک های نیروی حال این امکان را خواهید داشت که هروقت که خودتان خواستید درباره‌ آینده فکر کنید، به گذشته نگاه کنید و از آن درس بگیرید و یا به طور کلی تصمیم بگیرید که اصلاً در چه زمانی فکر کنید و یا در چه زمانی فکر کنید. این کنترل داتشتن بر روی فکر کار سختی است اما به شما در جهت‌های مختلف زندگی به شما کمک خواهد کرد.

برای مثال احتمال دارد شما که در حال خواندن این مقاله هستید همزمان درحال فکر کردن به اجاره خانه این ماهتان نیز باشید، یا این امکان دارد که فکرتان به اتفاق خوبی که قرار است فردا برای شما بیوفتد، مشغول باشد و به همین دلیل نتوانید از این مقاله آن طو ر که باید استفاده کنید.
این در صورتی است که اگر شما می‌آموختید که خودتان را در زمان حال نگه دارید، به آن موضوعات فکر نمی‌کردید و مثلاً بعد از اینکه این مقاله را خواندید آن هم به صورت خودآگاه به آن  مو ضوعات فکر می‌کردید و چون که این کارتان به صورت آگاهانه انجام شده بود می توانستید به راه حل های بهتری برسید.

 

اگر شما تصمیم گرفته باشید که تغییر کنید و بخواهید که به رویاهای خودتان برسید باید این موضوع را بپذیرید که مسیر سختی پیش روی شما خواهد بود  و باید این موضوع را بپردازید.

 

پیشنهاد ما به شما : برنامه روزانه بیل گیتس

 

نیاز به نتایج فوری:

در “فرهنگ مایکروویو” ما انتظار داریم همیشه نتایج فوری را ببینیم. از آنجایی که فناوری همه چیز را در اختیار ما قرار می دهد ، در سایر زمینه های زندگی نیز به همین توانایی اشتیاق داریم. تغییر نباید فوری باشد. به جای اینکه سعی کنید از سیاه به سفید بروید ، ناحیه خاکستری بین آن را فراموش نکنید. به جای تغییر شدید روی ایجاد تغییرات فزاینده کار کنید.

نداشتن صبر یکی از مهم ترین موانع رسین به موفقیت به حساب می آید.

کمال گرایی:

کمال گرایی و تمایل به انجام کار های بزرگ یکی دیگر از موانع رسیدن به موفقیت به حساب می آید. برای رفع این مانع از برداشتن گام های کوچک به سمت اهدافتان شروع کنید.

اطلاعات نادرست و دریافت توصیه های اشتباه:

دریافت مشاوره اشتباه می تواند تلاش شما برای تغییر را بهم بریزد. شما ممکن است از نظر تحقیق و جمع آوری دانش لازم برای ایجاد تغییراتی در زندگی خود ، همه کارها را به درستی انجام دهید ، اما می توانید آنها را از همه منابع اشتباه بگیرید. مراقب باشید چه کسی اجازه می دهد در زندگی شما صحبت کند. حتی افرادی که به آنها احترام می گذارید و به آنها احترام می گذارید ممکن است افراد مناسبی برای گرفتن مشاوره نباشند. انتخاب غلط مشاور نیز یکی دیگر از موانع رسیدن به موفقیت است.

 

ترس از شکست

ترس از شکست:

دیگر به خودت شک نکن! شما باید در مورد توانایی خود برای ایجاد تغییر کمی بیشتر به خود اعتبار دهید. اعتماد کنید که حتی یک درب بدون باز شدن در دیگر بسته نمی شود. اگر هنوز زنده هستید و نفس می کشید ، هنوز توانایی ایجاد تغییرات را دارید. شک نکنید شما را فلج می کند. ایمان داشتن. مقداری ایمان داشته باشید. ترس از شکست یکی دیگر از موانع رسیدن به موفقیت ویا شروع کردن مسیر می باشد.

نداشتن چشم انداز:

این که شما ندانید دوست دارید به چه سمتی حرکت کنید یکی از مهم ترین موانع رسیدن به موفقیت است. وقتی که شما چشم انداز کلی ندارید، مدتی در یک مسیر قدم برمی دارید و پس از مدتی دیگر تغییر جهت می دهید و یک مسیر دیگر را شروع می کنید و به همین منوال به حرکت خودتان ادامه می دهید و همین مسئله باعث می شود که نتوانید در یک زمیینه متخصص شوید. پس تلاش کنید که برای آینده خودتان یک چشم انداز داشته باشید.

تلاش برای راضی نگه داشتن همه:

این یکی از موانع رسیدن به موفقیت می باشد که مانع سختی است. همه ما خانواده و دوستان خود را دوست داریم و به عقاید آنها احترام می گذاریم. اما نظرات آنها ممکن است مانعی باشد که ما را از تغییر باز دارد. آنها ممکن است از انتخاب شما ناامید شوند و یا اینکه به خاطر نگرانی بیش از حد شما را از تغییر کردن باز دارند ، اما به خانواده خود بگویید که ایجاد نکردن تغییر چقدر برای شما درد دارد و در صورت حرکت نکردن وتغییر نکردن نمی توانید به خواسته خودتان برسید.

 

غرور و ضعف اراده:

هیچ کس دوست ندارد به غرور اعتراف کند – اما این فقط غرور است. تغییر ممکن است به این معنی باشد که شما مجبور هستید از تمام “وضعیت” ای که برای به دست آوردن آن سخت تلاش کرده اید صرف نظر کنید. این تواضع ، خلاف غرور است. شکی نیست که شما برای بدست آوردن احترام و جایگاهی که در آن قرار دارید بسیار سخت کار کرده اید ، اما در نهایت ، اگر در این نقش تحقق نیافته باشد ، زمان آن است که از آن خارج شوید.

سرانجام ، اگر روی لبه ایستاده اید و تلاش می کنید آن جهش را برای ایجاد تغییرات مورد نیاز در زندگی خود انجام دهید و موانع رسیدن به موفقیت را یکی پس از دیگری کنار بگذارید، اجازه دهید این جمله معروف به شما انگیزه دهد.

بیست سال دیگر شما نسبت به کارهایی که انجام نداده اید بیشتر از کارهایی که انجام داده اید ناامید خواهید شد. بنابراین بولون ها را دور بریزید. از بندرگاه امن دور شوید. بادها را در بادبان خود به کار بگیرید.  رویایتان را کشف کنید و سعی کنید که با تمام وجود از طریق بالونتان به آن برسید.

کلام آخر

در نهایت باید به شما بگوییم که رسیدن به خواسته‌ها و آرزوها به قدری هیجان انگیز  است که شما حاضر باشید به خاطر آن از منطقه امن خودتان خارج باشید. این موضوع را در نظر داشته باشید که طوری زندگی کنید که وقتی به سن پیری رسدید حسرت بخورید که من به رویاهای خودم نرسیدم و … همچنین این را هم در نظر داشته باشید که بدون سختی کشیدن موفق شدن شدنی نیست و به عبارتی می توان گفت که در هر شرایطی که هستید باید برای موقق شدن بها بدهید و بهای موفقیت و تغیرر سختی کیشیدن است.

سوالات متداول :

در مثال کارآفرینانی مثل استیو جابز و بیل گیتس و … هم این موضوع دیده شده است. آنها در ازای تخصصی که داشته‌اند سعی کرده اند یک محصول جدید را به وجود بیاورند. پس از به وجود آوردن آن  و عرضه آن به بازار بارها و بارها شکست خورده اند ولی نا امید نشده‌اند و خود باوری خودشان را ازدست نداده اند و سعی کرده‌اند که محصول خودشان را به روز رسانی کنند. و سرانجام محصولشان در بازار پذیرفته شده و توانسته که نیاز مردم را حل کند و به قدری استقبال از محصول آنها زیاد شده که آنها مجبور شده اند که به بهترین شکل ممکن شرکت و کارخانه خودشان را بزرگ تر کنند و محصول بیشتری تولید کنند و پس از آن هم طبیعتا درآمد بیشتری را کسب کرده اند

هادی چوپان یکی از قهرمانان در حوزه بدنسازی و پرورش اندام است که صبح ها مشغول به شغل گچ کاری بوده و عصر ها پس از انجام چندین ساعت کار فیزیکی سخت، به ورزش کردن می پرداخت و با کم ترین امکاناتی که در اختیار داشت تلاش می کرد که به علاقه خودش که ورزش بدنسازی بود مشغول شود. هادی چوپان حتی چند سال بعد از اینکه قهرمان کشوری هم بود باز هم خرج خودش را از طریق شغل گچ کاری به دست می‌اورد.

پس از چند قهرمانی جهانی هادی چوپان توانست با پول‌هایی که از این راه به دست آورده بود یک باشگاه راه اندازی کند و سرانجام شغل گچ کاری را کنار گذاشت و خودش را تمام وقت درگیر تمرین کرد و  سرانجام توانست در مسابقه مستر المپیا مقام بیاورد و به موفقیت بزرگی در حیطه خودش رسید.

شما اگر هدفی داشته باشید که واقعاً مخصوص به خودتان باشد و پس از آنکه سعی کنید که با هرآنچیزی که در اختیار دارید به سمت خواسته های خودتان حرکت کنید و خواسته های خودتان را عملی کنید. سعی کنید در زمان حال زندگی کنید و مدام خودتان را با دیگران مقایسه کیند و یا نگران گذشته و آینده خودتان نباشید و در عوض سعی کنید که به بهترین شکل ممکن خودتان را ارتقا دهید.

رها کردن اهداف- برنامه ریزی درست- عدم تمرکز و حضور در زمان حال- کمال گرایی

2 پاسخ

  1. ذهن انسان چنان قدرتی دارد که اگر به چیزی از ته عمق فکر کنی.خواه یک چیز خوب و موفق یا یک چیز بد و منجر به شکست،پس رخ خواهد داد.
    من خود بعداز عمل جراحی سر تا ۳سال باخود دلایل می آوردم که نمی شود.پس نشد.
    از سال سوم راهنمایی به خود آمدم و تلاش کردم و همان دانش آموز شکست خورده،به شاگرد اول کلاس،وحال مهندس تولیدات دام تبدیل شد.پس بخواه و تلاش کن.

    1. سلام دوست عزیز
      امیدوارم عالی باشید
      ممنون که تجربه ی خوبتون رو با ما به اشتراک گذاشتید
      بسیار خرسندم که با فرد کوشا و قدرتمندی همچون شما صحبت میکنم گفته شما بسیار صحیح است
      بگذارید داستانی رو در این زمینه براتون نقل کنم
      در افسانه‌های کهن هندوستان آمده است که
      در روزگاران دور آدمیان همه خلق و خو و سرشتی خدای گونه داشتند ولی از امکانات و توانایی های خود خوب استفاده نکردند و کار به جایی رسید که برهما خدای خدایان تصمیم گرفت قدرت خدایی را از آنان باز گیرد و آن را در جایی پنهان کند که دست آنها از آن کوتاه باشد.
      بدین منظور او در جستجوی مکانی برامد که مخفیگاهی مطمئن و دور از دسترس آدمیان باشد. زمانی که برهما با دیگر خدایان در این مورد مشورت نمود آنها چنین پیشنهاد کردند :
      «بهتر است قدرت بیکران انسانها را را در اعماق خاک پنهان کنیم .»
      برهما گفت : « آنجا جای مناسبی نیست زیرا که آن ها ژرفای خاک را خواهند کاوید و دوباره به آن دست پیدا خواهند کرد .»
      سپس خدایان گفتند : «بهتر است نیروی یزدانی آدمیان را به اعماق اقیانوسها منتقل کنیم تا از دسترس آنها دور باشد.»
      این بار برهما گفت : « آنجا نیز مناسب نیست زیرا دیر یا زود انسان به عمق دریاها و اقیانوس ها رخنه خواهد کرد و گمشده خود را خواهد یافت و آن را به روی آب خواهد آورد. »
      آنگاه خدایان کوچک با یکدیگر انجمن کردند و گفتند :« نمی‌دانیم این نیروی عظیم را کجا باید پنهان کنیم به نظر می رسد که در آب و خاک جایی پیدا نمی شود که آدمی نتواند به آن دست یابد. »
      در این هنگام برهما گفت: « کاری که با نیرویی یزدانی آدمی می کنیم این است که آنرا در اعماق وجود خود او پنهان می کنیم آنجا بهترین محل برای پنهان کردن این گنج گرانبهاست و یگانه جایی است که آدمی هرگز به فکر جستجو و یافتن آن در نخواهد آمد.»
      از آن به بعد آدمی سراسر جهان را پیموده است، همه چیز را جستجو کرده است، بلندی ها را در نوردیده است ،به اعماق دریاها فرو رفته است،
      تا دورترین نقاط خاک نفوذ کرده است تا چیزی را به دست آورد که در ژرفای خود او پنهان شده است .
      بله راز قدرت در وجود خودمان است.
      امیدوارم همواره شاد و موفق باشید .

دیدگاهتان را بنویسید