هزینه جذب مشتری

هزینه جذب مشتری

جذب مشتری و حفظ مشتری از مهم ترین وظایف هر کسب و کاری به حساب می آید. اصولاً هر دوی این موارد هزینه هایی را به همراه دارند. یعنی شما چه قصد جذب مشتری را داشته باشید و چه قصد داشته باشید که مشتریان قبلی خودتان را حفظ کنید باید هزینه ای را صرف کنید. هر چه بتوانید کنترلتان را بر روی هزینه جذب مشتری افزایش دهید در نهایت بازاریابی و تبلیغات با کیفیت تری خواهید داشت و می توانید با صرف هزینه کم تر مشتری بیشتری جذب کنید.

عموماً تبلیغات و بازاریابی راه هایی هستند که ما می توانیم به وسیله آنها مشتری جذب کنیم. تبلیغات عموماً با هدف آگاه کردن مخاطب از برند انجام می شود. به یاد داشته باشید که هر چه تبلیغ جذاب تر باشد به شما این امکان را می دهد که افراد بیشتری را به کسب و کارتان جذب کنید.

اصولاً تبلیغات یکی از پر هزینه ترین کار هایی است که اگر به درستی انجام شود افراد زیادی را به بیزینس شما جذب می کند. اگر همین تبلیغات به درستی پیش نرود به شما هیچ کمکی نمی کند و در برخی از موارد مشاهده می شود که بسیاری از کسب و کار ها را با چالش های بزرگی مواجه می کند.

برای مثال یک کسب و کار کوچک تلاش می کند که در اینستاگرام برای پیج خود کمپین تبلیغاتی راه اندازی کند. در اولین کمپین تبلیغاتی خوب عمل می کند و می تواند افراد زیادی را به کسب و کارش جذب کند. صاحب این کسب وکار تصمیم می گیرد که برای کسب و کارش کمپین بزرگ تری ایجاد کند، در نهایت مقدار بیشتری هزینه می کند. اگر این سری کمپین او با شکست مواجه شود، نیاز به تحلیل است.

اگر این بار دلایل خود را تحلیل نکند و بازهم به روند کمپین های تبلیغاتی خود ادامه دهد، به احتمال زیاد با شکست های مختلفی مواجه می شود. در این صورت دو سناریو به وجود می آید

۱- صاحب کسب و کار به طور کلی از تبلیغات منصرف می شود و در نهایت روند جذب مشتری با سرعت کم تری ادامه پیدا می کند.

۲- صاحب کسب وکار به تبلیغات خود ادامه می دهد، اگر بخواهد بدون تحلیل پیروزی ها و شکست هایش در تبلیغات ادامه دهد، به زودی شکست بزرگی از نظر مالی می خورد.

اما چطور می توان از آسیب های تبلیغات و به طور کلی هزینه جذب مشتری کم کرد و به مزایای آن افزود؟

 

مهم ترین راهکار برای جلوگیری از آسیب های هزینه جذب مشتری، محاسبه هزینه ای است که کسب و کار برای جذب مشتری می پردازد و  سعی می کند که از آن طریق مشتری بالقوه را به مشتری بالفعل تبدیل کند و از این راهکار برای متقاعد کردن آن انجام دهد. به این کار CAC می گویند.

 

چرا هزینه جذب مشتری شاخصی حیاتی است؟

اکثر استارتاپ هایی که کسب وکارشان را به تازگی شروع کرده اند به دلیل نداشتن نیروهای متخصص در اکثر زمینه ها، یک وظیفه را به نیرویی که در آن حرفه ندارد می سپارند. از این رو در آن قسمت احتمال شکست بسیار افزایش پیدا می کند.

یکی از این زمینه ها فروش، بازاریابی و تبلیغات است. برای مثال یک نفر که در فروش تخصص دارد، بازاریابی و تبلیغات را برعهده می گیرد و همین مسئله باعث شکست در کسب وکار می شود.

در چنین شرایطی آن شخص برای آنکه مشتری های بیشتری جذب کند، اقداماتی ریسکی انجام می دهد. در نهایت با افزایش ریسک، اشتباهات نیز افزایش می یابد. این موضوع زمانی خطرناک تر می شود که هیچ شاخصی برای اندازه گیری هزینه جذب مشتری نداشته باشیم. در صورت نبود شاخصی برای اندازه گیری هزینه جذب مشتری، نمی توان نقاط ضعف و قدرت خود را در زمینه های مختلف سنجید. در نتیجه روز به روز از نقاط قوت ما کاسته شده و به اشتباهات ما افزوده می شود.

سطل سوراخ

در زمینه هوش مالی یک تئوری به نام سطل سوراخ وجود دارد. این تئوری به ما یاد می دهد که چطور باید سوراخ سطل مالی خودمان را پیدا کنیم و جلوی از دست دادن سرمایه را بگیریم. همه ما عادت های اشتباه در زمینه مالی داریم که اگر نتوانیم به موقع آن ها را شناسایی کنیم، مدام این اشتباهات را مرتکب می شویم و در نهایت پول زیادی برای ما باقی نمی ماند.

در کسب و کار هم همین است تا زمانی که ما نتوانیم اشتباه خودمان را پیدا کنیم، نمی دانیم، که در کدام رسانه ها باید تبلیغات خودمان را بیشتر کنیم، کدام فعالیتی که در حوزه بازاریابی را انجام می دهیم، حذف کنیم و….

پس داشتن یک شاخص برای بررسی هزینه جذب مشتری به ما این امکان را می دهد که سوراخ سطل را به خوبی تشخیص دهیم.

در نهایت می‌توان با درنظر گرفتن پارامترهای دیگر و کسب تجربه به جایی رسید که امکان محاسبه هزینه معقول برای جذب مشتری جدید را فراهم کرد.

 

چگونه CAC را محاسبه و اندازه‌گیری کنیم؟

تا به اینجا از اهمیت سیستم cac صحبت کردیم، در ادامه قصد داریم به این نکته بپردازیم که چطور باید این قسمت را محاسبه کرد. ما باید تمام هزینه هایی که برای جذب مشتریان انجام داده ایم را در این فرمول بگذاریم. خروجی این فرمول عدد مهمی را در اختیار ما می گذارد. شما باید تمام هزینه های خودتان را تقسیم بر تعداد مشتریان جذب شده کنید. در نهایت این فرمول به شما عدد می دهد که نشان دهند هزینه جذب هر مشتری می باشد.

کلام آخر

ما باید تلاش کنیم که روز به روز این عدد هزینه جذب مشتری را کاهش دهیم. برای اینکار باید در هر زمینه ای طبق این فرمول عمل کنیم. برای مثال اگر ۱ میلیارد هزینه بنر های تبلیغاتی ما شده است، از بابت این تبلیغ نیز ۱۰۰۰ نفر مشتری با ما آشنا شده و اقدامی را انجام داده اند.

شما یک میلیارد را تقسیم بر ۱۰۰۰ کنید، در این صورت هزینه جذب شما یک میلیون تومان بوده است. با توجه به استراتژی های شما آیا این مبلغ زیاد است؟ چه راهکارهایی برای کاهش آن می شناسید؟

هر کاری که برای جذب مشتری انجام داده اید را در این فرمول قرار دهید و آن را حساب کنید و در نهایت برای کاهش آن برنامه ریزی کنید.

مقالات مرتبط

2 پاسخ

    1. سلام دوست عزیز امیدوارم عالی باشید
      انشاالله که میتونید
      فقط کافیه خودتون رو باور داشته باشید
      موفق و مانا باشید

دیدگاهتان را بنویسید

آزمون سنجش هوش مالی

دوست من سلام

امیدوارم حالت عالی باشه

با ما همراه شو

و سرمایت رو چند برابر کن

دوره سرمایه گذاری پلاس

دوست من سلام

امیدوارم حالت عالی باشه

50 درصد تخفیف برای دوره هوش مالی پلاس

لطفا شماره تلفن خود را درست وارد کنید تا هدیه از طرف ماهان تیموری در پنل کاربری قرار بگیرد