اصول مدیریت

اصول مدیریت

سلام ماهانی عزیز. هر مدیری برای موفقیت در کارش باید اصول مدیریت رو بلد باشه. شاید از خودت بپرسی که اصول مدیریت چیه؟ چه فرقی با وظایف یک مدیر میکنه؟ اصلا چطوری میتونیم یک مدیریت اصولی داشته باشیم؟ اگر دنبال پاسخ به این سوال‌ها هستی، این آموزش رو کامل بخون.

  •  اصول مدیریت چیست؟
  • اصول مدیریت هنری فایول
  • 20 عادت مدیران موفق

اصول مدیریت چیست؟

این روزها مدیر شدن کار سختی نیست. هر کسی میتونه با یه سرمایه‌ای یه کسب و کاری راه بندازه و وارد دنیای مدیریت بشه. اما چیزی که خیلی مهمه اینه که آیا ما میتونیم با مدیریت خودمون، کسب و کار و مجموعه‌ای که راه انداختیم رو موفق کنیم؟

طبیعتا امکان پذیر نیست. چرا؟ به این دلیل که یک مدیر زمانی میتونه مدیر موفقی باشه که سه عامل تجربه، توان و تحصیل رو به بهترین شکل ممکن در خودش تقویت کرده باشه. حاصل این سه در کنار هم، میشه چیزی به نام اصول مدیریت.

پس میتونیم این نتیجه رو بگیریم که یک مدیر، در اولین وظیفه‌ی خودش در حوزه‌ی مدیریت، موظفه که اصول مدیریت رو یاد بگیره و به اونها پایبند باشه. اما سوال اینجاست که اصول مدیریت دقیقا چیه و چطوری میشه اصول مدیریت رو یاد گرفت؟

توی مباحث مدیریتی، ما حرف‌ها و حدیث‌های مختلفی داریم. خیلی‌ها در حوزه‌ی مدیریت و اصول مدیریت صحبت کردن، اما چیزی که من بهش باور دارم اینه که بهترین راه برای یادگیری اصول مدیریت اینه که ما به سراغ نظریه‌های علمی مدیریت بریم.

مدیریت این روزها دیگه به صورت تجربی امکان پذیر نیست و هر روز داره به صورت علمی تر، نظریه‌های جدیدتری رو به خودش میبینه و یکی از اون نظریه‌های بسیار کارآمد در حوزه‌ی مدیریت، نظریه‌ی “هنری فایول” در حوزه‌ی مدیریت هستش.

من تو این مقاله سعی می‌کنم که نظریه‌ی هنری فایول در مورد اصول مدیریت رو به ساده ترین شکل ممکن براتون توضیح بدم و تمام ریزه کاری هاشو براتون به صورت کاملا عملی بیان کنم. پس این آموزش رو دنبال کنید و اولین قدم اساسی در زمینه‌ی مدیریت رو بردارید.

اصول مدیریت هنری فایول

هنری فایول، یک مدیر فرانسویه که در سال 1841 در فرانسه به دنیا اومده. اهمیت این شخصیت در علم مدیریت تا به این حد زیاده که اون رو پدر علم مدیریت نوین می‌دونند و نظریاتش رو در دانشگاه‌های معتبر دنیا درس میدن.

یکی از مراکزی که بسیار روی نظریه‌های هنری فایول در زمینه‌ی مدیریت کار کرده، مرکز مطالعات مدیریت HQ هستش که یکی از شاخص ترین مراکز آموزش مدیریت در تمام دنیاست. این موسسه که به همت دانش آموختگان مدیریت از سراسر دنیا ایجاد شده، امروزه یکی از مراجع اساسی در زمینه‌ی اصول مدیریت در جهان هست.

تقسیم کارها

تقسیم کارها

اولین اصل از اصول مدیریتی هنری فایول، بحث تقسیم کارهاست. هنری در نظریه‌ی خودش میگه که: ” شکل گیری یک مجموعه، همیشه با سیلی از کارهای مختلف همراهه که هر کدوم تخصص مربوط به خودشو میخواد.

پس هر کسی که بعنوان یک مدیر فعالیت میکنه باید به این نکته آگاه باشه که برای افزایش بهره وری اول از همه باید نیروی کار خوبی داشته باشه و بعد روی این فکر کنه که هر بخش از کارش رو در بین نیروی کار خودش تقسیم کنه.

تقسیم کار باعث میشه که فشار کارها بر روی یک نفر نباشه و از طرف دیگه باعث میشه که شما بتونید با کمترین انرژی، بیشترین بهره وری رو از متخصصین هر بخش داشته باشید. “. اگر مقاله‌ی مربوط به انواع مدیریت رو از ما خونده باشید، اونجا به شما گفتیم که:

” هر بخش از یک مجموعه، نیاز به مدیرانی داره که متخصص کار خودشون هستن. بعنوان مثال ما نمیتونیم هم یک مدیر کل باشیم و هم یک مدیر مالی. چون اولا باید وقت زیادی بگذاریم تا حساب‌های مالی رو چک کنیم و این از نیروی ما برای اداره کل مجموعه کم میکنه و وقت کم میاریم.

و از سمت دیگه قرار نیست که ما همه‌ی تخصص‌ها رو یکجا داشته باشیم. ما نمیتونیم هم یک مدیر مالی خوب باشیم، هم نیرو جذب کنیم و هم نیروهای خودمون رو در فرآیند کوچینگ، به بازدهی خوبی برسونیم. پس چیزی که لازمه اینه که ما کارها رو به دست متخصصین بسپریم و تقسیم کار داشته باشیم. “.

قدرت مندی و مسئولیت پذیری

هر مدیر، در محل کار خودش باید به دو تا نکته بیش از هر چیزی توجه داشته باشه. یک اینکه: ” یک مدیر در مجموعه‌های کاری، حرف اول و آخر رو میزنه. پس یک مدیر باید در عین اینکه یک فضای دموکراتیک در محل کار خودش ایجاد میکنه.

و این فرصت رو میده که کارمندا و سایر مدیران نظرات خودشون رو اعلام کنن، اما نتیجه نهایی همیشه بر روی دوش مدیر کل هست و بنا بر اصول مدیریت، یک مدیر باید در این نقطه قدرتمندی خودش رو به عنوان کسی که نظر نهایی رو میده، اعمال کنه. “.

اما مسئله اینجاست که چه زمان این نظر نهایی، میتونه باعث رشد مجموعه بشه؟ از نگاه هنری فایول، زمانی یک مدیر میتونه با قدرت مندی، به موفقیت در مجموعه برسه، که زورگویی رو کنار بگذاره و سعی کنه به جای این کار مسئولیت پذیر باشه.

مسئولیت پذیری، به زبان ساده همون وظایف مدیریت هستش که ما توی یه مقاله کامل بهش پرداختیم. اما اگر بخوام یه مرور ساده بکنم باید بگم که هر مدیر بر اساس یک استانداردی، یک برنامه‌ی کلی برای مجموعه خودش میریزه.

و مسئولیت داره که این برنامه کلی رو با استفاده از یک سری اصولی به سرانجام برسونه. به پروسه‌ای که یک مدیر، طی اون، مجموعه خودش رو به موفقیت میرسونه، میگن مسئولیت یک مدیر در یک مجموعه. جایی که یک مدیر وظیفه داره در عین قدرتمندی، تک تک بخش‌های کارشو مدیریت کنه و نتیجه درست رو بگیره.

انضباط

سومین اصل از اصول مدیریت اینه که شما در تمام مراحل کاری خودتون به عنوان یک مدیر نظم و انضباط کاری رو رعایت کنین. از نگاه هنری فایول، نظم در مدیریت به دو بخش تقسیم میشه: 1) نظم مدیر 2) نظم مدیریت.

هر مدیری اول از همه باید خودش منظم باشه. باید به کارهای خودش یک برنامه درست و حسابی بده و باید تارگت‌های تعیین شده رو با یک برنامه ریزی درست و کاملا منظم به ثمر برسونه. علاوه بر اون این رو هم به عنوان مدیر فراموش نکنید که نظم شما کاملا توسط کارمندان شما دیده میشه.

اگر شما دیر سر کار بیاید، اگر شما به برنامه هاتون پایبند نباشید و اگر در مدیریت کارها، ضعیف عمل کنید، مطمئنا تاثیر منفی روی پروسه‌ی کاری میگذاره و در نتیجه اعتماد کارمندان و حتی مدیران خرد یک مجموعه هم به شما از بین میره.

اما نکته‌ی دوم اینه که شما علاوه بر نظم شخصی، باید یک نظم تیمی رو هم در سیستم خودتون داشته باشید. اصولا هیچ مجموعه‌ای بدون داشتن نظم نمیتونه به موفقیت برسه. از نگاه هنری فایول، اصول مدیریت زمانی به ثمر میشینه که یک مدیر بین کارها و اجزای حاضر در مجموعه، یک ارتباط معقول و منطقی برقرار کنه.

اگر این اتفاق بیفته، صد در صد تعاملات کاری بیشتر میشه و از سمت دیگه نظم، رفتار کارمندان نسبت به همدیگر رو هم نظام مند تر میکنه و در نتیجه مجموعه‌ای که رفتار خوبی رو از عوامل خودش ببینه و کارهاش روی روال انجام بشه، یک نتیجه‌ی بی نظیر میگیره.

وحدت فرمان

برای اینکه وحدت فرمان رو براتون توضیح بدم، نیاز هست که یه مثال براتون بزنم. یه خانواده رو فرض کنید که برای انجام کارهاشون هماهنگی لازم رو ندارن. بعنوان مثال پدر خانواده به پسرش میگه که برو ماست بخر و مادر خانواده میگه که نه نیاز نیست ماست بخری، امروز نوشابه بخر.

اون جا نه تنها پسر خانواده سردرگم و گیج میشه، بلکه معلوم نیست که چه کسی توی خونواده تعیین میکنه که کارها چطوری باید انجام بشه. خب حالا این رو تعمیم بدید به یک مجموعه‌ی کاری. توی مجموعه کاری هم اگر یه نفر همه فرمان‌ها رو در دست نداشته باشه، طبیعتا بی نظمی میشه.

کارمند‌ها درست مثل فرزندان یه خونه هستن و در قبال فرمان‌هایی که بهشون داده میشه مسئولن و زمانی که یه شرکت، به جای یه مدیر، ده تا فرمان ده، داشته باشه، دیگه اونوقته که نمیشه انتظار رشد و پیشرفت از یک مجموعه رو داشت.

پس اصل بعدی از اصول مدیریت اینه که یه شرکت یه رئیس داره و اون رئیس قراره تمامی دستورها و فرمان‌های کاری رو صادر کنه. شما بعنوان یک مدیر موظفی که درگیری منافع رو از بین ببری و با قدرتی که داری، برنامه‌ها رو به صورت فرمان واحد اجرا کنی.

وحدت مسیر و جهت

در ادامه‌ی اصل وحدت فرمان، هر مجموعه‌ای باید وحدت مسیر و جهت هم داشته باشه. چیزی که خیلی مهمه اینه که در مبانی اصول مدیریت، شما باید بپذیری که ممکنه همه‌ی اعضای مجموعه باور به یک اصل مشترک نداشته باشن و نظراتشون مختلف باشه.

ولی این مسئولیت یک مدیره که باید وحدت مسیر و جهت ایجاد کنه. بهترین راه حلی که شما میتونی این کارو انجام بدی اینه که وقتی که با کارمندها و مدیران صحبت می‌کنی، اول از همه نظرهاشون رو خوب گوش بدی و نکاتشو یادداشت کنی.

و بعدش سعی کنی با شیوه‌های تعاملی، نظرش رو به کسب و کارت تعمیم بدی و ازش بخوای که در کاری که میکنه بهترین عملکرد رو داشته باشه و در همون کار بهترین باشه. خیلی وقت‌ها نیاز نیست که مسیر رو برای کسی روشن کرد و باید تنها یک قدم جلوتر رو برای کارمندها تصویر کرد تا اون کارشون رو به عالی ترین شکل ممکن، انجام بدن.

اولویت بخشیدن به منافع مجموعه

یک مدیر باید در هر شرایطی تابع منابع مجموعه باشه. این اصل از اصول مدیریت رو به نظر باید در همه‌ی دفاتر مدیریت نصب کرد تا یک مدیر همیشه این جمله جلوی چشمش باشه که: ” مهم ترین اصل، منفعت مجموعه است. “.

یک مدیر تحت هیچ شرایطی نباید خود خواهی کنه و نباید تحت هیچ شرایطی منفعت خودشو به منفعت مجموعه ترجیح بده. پس میشه این نتیجه رو گرفت که همه چیز باید به یک زنجیر وصل باشه و اون چیزی نیست جز منافعی که برای کل مجموعه تببین شده.

پاداش

سیاستی در اصول مدیریت وجود داره مبنی بر پاداش دادن. حالا قضیه‌ی پاداش چیه؟ و چطوری باید توی یه مجموعه به کسی پاداش داد. ببینید، شما به عنوان یک مدیر، برای هر عضو از مجموعه خودتون، یک اصول کاری تنظیم کردین.

و بنا بر این اصول کاری، یه تخمینی هم از این مسئله دارین که هر نیرو چقدر باید انرژی پای کارش بگذاره. حالا اگر کسی در زمینه‌ی کاری خودش بیشتر از حدی که باید تلاش می‌کرد، تلاش انجام داد اونوقته که شما باید بهش پاداش بدین.

لزومی هم نداره که شما حتما پاداشتون به اون شخص نقدی باشه، بلکه میتونید یه ارتقا شغلی بهش بدید یا اینکه در جمع همکاران ازش تقدیر کنید و یه لوح تقدیر بهش بدید. مهم اینه که شما به کسی که داره برای مجموعه شما تلاش میکنه بها بدید و بهش انگیزه بدید.

تمرکز

تمرکز

در هر مجموعه‌ای تمرکز باید بر روی تصمیمات مدیریت باشه و تصمیمات یک مدیر باید متمرکز بر روی اهداف باشه. در واقع وقتی که سلسله مراتب در یک مجموعه‌ای هم به لحاظ جایگاهی و هم به لحاظ تارگتی رعایت بشه، اونوقته که اون مجموعه موفق میشه.

هنری فایول میگه که: ” توی هر مجموعه‌ای هر عضو به عضو بالاترش وصله. اگر این اعضا بتونن به یک هدف واحد، به یک فرمان واحد و به یک خواسته‌ی واحد، وصل بشن و تمرکزشون رو روی اون بگذارن، اونوقته که میتونن موفق بشن. “.

خب حالا از اصول مدیریت اینه که یک مدیر بتونه این تمرکز رو ایجاد بکنه. اول از همه در جلساتی که یک مدیر برگزار میکنه و دوم اینکه بتونه هر بخشش رو با برنامه‌هایی که بهشون میده، مدیریت کنه و به سمت درستی هدایت کنه. این کلید موفقیت یک مدیر در برقراری تمرکز در یک مجموعه است.

البته در بخش دیگری از نظریه فایول این نکته هم اومده که تمرکز در تصمیم گیری در بسیاری از موارد کوچک تر میتونه به مدیران ارشد سپرده بشه و نیازی نیست که همه چیز مستقیما در دستور مدیر خلاصه بشه. بلکه یه سری از هماهنگی‌ها بین مدیران ارشد و مدیریت کل، میتونه تمرکز رو به دسته‌های خرد تر هم هدایت کنه.

زنجیره اتصال سلسله مراتبی

اصول مدیریت در هر مجموعه باید یک نظام از بالا به پایینی رو شامل بشه. یعنی مدیر در راس قرار بگیره، مدیران خرد در مرحله‌ی پایین تر و کارمندان در مرحله‌ی آخر. تمامی تصمیمات و فعالیت‌های شرکت باید از بالا به پایین فرمان داده بشه و باید از پایین به بالا، ارجاع داده بشه.

این نکته‌ای هستش که یک مدیر باید اون رو در کارش رعایت کنه. در بسیاری از شرکت‌ها هستند که اول کارها از سمت مدیران خرد یا کارمندان انجام میشن و تازه مدیر بعد از انجام شدن کار میفهمه که چه کاری توی مجموعه داره انجام میشه که این زنجیره اتصال رو از بین میبره.

ترتیب کاری

هر مدیری باید برای نگهداری مجموعه خودش، محدوده وظایف و کارهای مدیران دیگر و کارمندانش رو تعیین کنه. در اصول مدیریت، یک مدیر باید انتظارات خودشو نسبت به هر کارمند تخمین بزنه و این زمانی اتفاق میفته که یک کارمند اول از همه بدونه که با چه وظایفی و چه کارهایی روبروئه.

اگر هر کسی در هر مجموعه‌ای، بنا بر چیزی که یک مدیر میگه، بدونه که محدوده‌ی کاریش چیه، اونوقت خیلی راحت تر میتونه به کاراش رسیدگی کنه و یک مدیر هم میتونه خیلی راحت تر تامین وسایل، تامین بودجه و از سمتی آرامش کاری کارمندش رو فراهم کنه.

انصاف

اصل بعدی از اصول مدیریت هنری فایول، مربوط میشه به اصل انصاف. انصاف در فضای کاری، کاملا بر عهده‌ی مدیر هست. یک مدیر از زمانی که وارد یک مجموعه میشه، باید نسبت به همه‌ی مدیران خودش و نسبت به همه‌ی کارکنان خودش، برابری رو رعایت کنه.

هر زمان که در مجموعه‌ای دو گانگی رفتاری بوجود بیاد و هر زمان که یکی از مدیران و یا دسته‌ای از کارمندها احساس کنن که شما به عنوان یک مدیر به گروهی از کارمندا و یا مدیران بیشتر توجه میکنن، نظم انصاف بهم میخوره و انگیزه به شدت پایین میاد.

وقتی این اتفاق بیفته، مجموعه دچار افت روحیه و دو دستگی میشه و این باعث میشه که هم تمرکز بسیار پایین بیاد و هم اینکه مجموعه دیگه به اهداف پایبند نباشن و در نتیجه بهره وری بسیار پایین میاد. پس شما بعنوان یک مدیر که به اصول مدیریت آگاه هستید، باید شرایطی رو مهیا کنید که برابری در کل مجموعه تون باشه.

ثبات کارکنان و کارمندان

ثبات، یکی از ویژگی‌های هر مجموعه‌ی موفقه. اما به شرطی که یک مدیر، اصول مدیریت مربوط به ثبات کارکنان و کارمندان رو بدونه. بگذارید اولش براتون یه مثال بزنم و شما رو حسابی با این مسئله آشنا کنیم. شما الان یک مدیر هستید یا قراره به زودی مدیر بشید. درست؟

حالا فرض کنید که بعد از چند ماه، به شما بگن که شما مدیر نیستید و دیگه مجموعه نیاز به مدیر نداره. و دوباره بعد یک ماه به شما بگن که یه جا دیگه مدیر هستید و دوباره بعد از چند ماه شما رو از مدیریت بردارن. خب چه حسی بهتون دست میده؟

شما هیچ ثبات کاری‌ای ندارید و این باعث میشه که نتونید هیچ نتیجه‌ی مثبتی از کارتون بگیرید. این مسئله در مورد کارمندان و کارکنان شما هم در یک مجموعه هست و شما باید بهش خیلی توجه کنید. شما وقتی کارمندی رو استخدام می‌کنید، باید بهش امنیت بدید تا بتونه ثبات پیدا کنه و بهره وری داشته باشه.

اگر بخوایم طبق اصول مدیریت جلو بریم، باید بگم که برای اینکه یک ثبات خوب و استاندارد در مجموعه‌ی خودتون داشته باشید، قبل از هر چیزی باید تعداد نیروهای مورد نیاز خودتون رو بسنجید و بر اساس همون‌ها جذب نیرو داشته باشید.

از اون گذشته باید بودجه بندی لازم برای نیروهای خودتون رو به نسبت کارتون تخمین بزنید و با مدیریت مالی صحبت کنید که کارمندانتون به علت مشکلات مالی از مجموعه تعدیل نشن. در یک کلام، مجموعه‌ای موفقه که همه اعضا بتونن در اون با ثبات برای رسیدن به برنامه‌های مجموعه، به بهره وری لازم برسن.

آزادی ابتکار

شاید این لفظ برای یه مدیر خیلی غریب باشه و ندونه که آزادی ابتکار دقیقا چیه؟ اما باید بگم که آزادی ابتکار درست مثل آزادی بیان و آزادی عمل میمونه اما با این فرق که یک کارمند و یا یک مدیر خرد، به این باور میرسه که میتونه نقشی در برنامه‌های مجموعه داشته باشه.

ما وقتی صحبت از آزادی بیان می‌کنیم، یعنی بعنوان یک مدیر تصمیمی گرفتیم و اون رو به اشتراک گذاشتیم و در مورد اون نظرخواهی می‌کنیم. اما آزادی ابتکار یعنی جایی که طبق برنامه‌های مجموعه، هر کسی که احساس کرد که جایی برای رشد و توسعه مجموعه هست بتونه اون رو به مدیر انتقال بده.

یکی از اصول مدیریت هم شنیدن حرف‌ها و بررسی اون هاست و اگر یک کارمندی یا یک مدیری یک برنامه‌ای جدید و مبتکرانه داد، باید بررسی بشه و این باعث میشه که مجموعه همیشه در مدار خلاقیت قرار بگیره.

در واقع هنری فایول، یکی از مدرن ترین نظریه هاشو در بحث ابتکار گفته، چرا؟ به این دلیل که این اصل از اصول مدیریت این حس جمعی رو در مجموعه ایجاد میکنه که همه‌ی اعضا میتونن درگیر مسیر رشد و توسعه شرکت باشن و این دید کارمندی رو به دید کارآفرینی و تاثیرگذاری تغییر میده و برای مجموعه‌ی شما یه معجزه محسوب میشه.

روحیه کار تیمی

روحیه کار تیمی

آخرین اصل از اصول مدیریت در نظریه هنری فایول اینه که ما باید به گونه‌ای با اعضای کاری مجموعه‌ی خودمون برخورد کنیم که همگی با هم هماهنگ باشند و حرف همدیگر رو بفهمند و هر کس ادامه دهنده کار دیگری باشه و هیچ بخشی از کار، روی زمین نمونه.

شاید اگر بخوام یه مثال خوب براتون بزنم بتونم بگم که: ” یک تیم موفق، زمانی موفقه که همگی با هم درست مثل یک ارکستر کار کنند. هر کسی مسئولیت خودشو در ارکستر داره، اما این مسئولیت اونقدر هماهنگ و منظم در همه‌ی ارکستر وجود داره که یک قطعه شاهکار خلق میشه. “.

یک مدیر در اصول مدیریت خودش، باید به این امر آگاه باشه که درست مثل یک رهبر ارکستر میمونه که در عین تقسیم وظایف، باید کاملا روحیه‌ی همکاری تیمی و هم هدف بودن رو در همه‌ی اعضا تقویت کنه. روحیه‌ی کار تیمی نیاز به صبر و همدلی بسیار داره و زمانی محقق میشه که خود شما بعنوان یک مدیر اول از همه اون رو در تیم منتشر کنید.

20 عادت موفق مدیران

20 اصول مدیریت برای مدیران موفق

یکی از راه‌هایی که یک مدیر میتونه در زمینه‌ی رعایت و به ثمر نشستن اصول مدیریت انجام بده اینه که خودش رو به یک سری از قوانین نانوشته‌ی حوزه‌ی مدیریت عادت بده و سعی کنه که در مسیری قرار بگیره که برترین مدیران جهان از اون مسیر عبور کردن.

تیم ماهان تیموری، سعی کرده که بیست تا از این عادت‌ها رو که باعث میشه هر مدیری در زمینه‌ی به ثمر نشستن اصول مدیریت موفق تر عمل کنه رو براتون بگه. هر کدوم از این بیست تا عادت به تنهایی میتونن یه تحول بزرگ در کسب و کار شما باشن. پس کافیه به اون‌ها توجه کنید و اون‌ها رو در اصول مدیریت خودتون پیاده کنید.

1. اهداف واقعی داشته باشید 

سعی کنید که از رویا پردازی دوری کنید. یکی از اصول مدیریت و یکی از عادت برجسته مدیران موفق اینه که به جای اینکه در رویاهاشون به دنبال موفقیت در برنامه‌ها و اهداف شرکت بگردن، سعی می‌کنن اون‌ها رو در محیط کاری خودشون و در واقعیت پیدا کنن. پس اگر می‌خواید اصول مدیریت قوی داشته باشید، قبل از هر چیزی باید نقشه راه خودتون رو به علاوه یک هدف هوشمند که همه تمرکزتون رو روی اون بگذارید، آماده کنید.

2. مدیریت زمان داشته باشید

مدیریت، یعنی درگیری، مشغله، چالش، مشکل، برد، شکست و هزار مسئله‌ی دیگه که همه‌ی این‌ها برای یک مدیر یعنی تخصیص دادن کل وقت زندگیش به مسائل کاری. اما یک مدیر زمانی میتونه اصول مدیریت خودش رو به درستی انجام بده و به همه کارهاش برسه که زمان بندی خوبی داشته باشه و مدیریت زمان رو بلد باشه.

اگر دوس دارید در مورد تکنیک‌های مدیریت زمان بیشتر بدونید، میتونید مقاله آموزش مدیریت زمان از تیم ماهان تیموری رو بخونید.

3. روی دیگران سرمایه گذاری کنید

یکی از اصل‌های برجسته مدیریت، اینه که از منابع انسانی به درستی استفاده بشه. پس اگر می‌خواید در اصول مدیریت خودتون خصوصا تو بحث منابع انسانی قوی باشید، باید بگیرید که روی دیگران سرمایه گذاری کنید. یادتون باشه که کارمندان شما، زمانی میتونند احساس امنیت کنند و زمانی میتونند با انگیزه به کار ادامه بدن که باور کنن شما اون‌ها رو به چشم یک عمله و نوکر نمی‌بینید و شما زمانی میتونید به باور درست به کارمندانتون برسید که مطمئن شید که اونها هم شما رو به چشم یک اسکناس نمی‌بینند. پس بیاید روی هم سرمایه گذاری کنید. نیرو تربیت کنید و یک مجموعه قوی داشته باشید.

4. ارتباطات موثر داشته باشید

اگر می‌خواید یک مدیر موفق در این دوره زمونه بشید، باید بهتون بگیم که بهتره کلیشه‌های قدیمی رو از خودتون دور کنید. کلیشه‌هایی که میگه مدیر باید اخمو باشه. مدیر باید کم صحبت کنه و همه باید از مدیر بترسن. این‌ها همشون کلیشه‌های بی خودی هستند که شما رو از رسیدن به هدف‌های بالا در اصول مدیریت عقب میندازن. یک مدیر موفق در جهان مدرن، سعی میکنه که با همه به یک اندازه ارتباط موثر داشته باشه.

کارمندانش رو بخشی از زندگی خودش بدونه و به همون اندازه براش مهم باشن که خانوادش مهمن. حالشونو بپرسه. مشکلاتشون رو بشنوه و برای ارتقای اون‌ها تو کاری که هستن، هر کاری که باید رو انجام بده.

5. هیچ وقت هدف کلی رو فراموش نکنید

طبیعیه که توی دوران مدیریت، فراز و فرودهای زیادی تو کارتون داشته باشید. یه وقتایی همه چیز خیلی خوبه و همه اهدافتون تیک میخوره و یه وقتایی هم همه چیز به ضرر شماست. اما یک مدیر موفق برای درست انجام دادن اصول مدیریت خودش در یک مجموعه باید به این باور برسه که تنها چیزی که اهمیت داره تصویر بزرگ از هدف کلی مجموعه است. اون هدف بزرگ رو فراموش نکنید و سعی کنید همیشه توی مسیر رسیدن بهش باشید.

6. ریسک کنید و از ریسک نترسید

خیلی جاها به عنوان یک مدیر شما باید خطراتی رو به جون بخرید که شاید از نظر دیگران حماقت باشه. اما یکی از عادات موفقی که مدیران بزرگ دنیا در اصول مدیریت خودشون داشتن این بوده که ریسک کردن و این رو هم بهتون بگم که همیشه موفقیت، چیزی فراتر از ریسکه. یعنی تا ریسک نکنید، هیچ وقت اون سرمایه بزرگ، اون موفقیت بزرگ رو هم در مجموعه خودتون نخواهید داشت.

7. حرفتون با عملتون یکی باشه

فکر نکنید که حالا مدیر شدید و کت و شلوار گرون قیمت می‌پوشید، کسی متوجه نیس که شما دقیقا دارید تو مجموعه چی کار می‌کنید؟ خیالتون راحت. از نگهبان مجموعه شما گرفته تا مدیران ارشد و حتی کارمندانی که در روز یکبار هم شما رو نمیبنن، کاملا متوجهن که شما چقدر دارید درست عمل می‌کنید و چقدر دارید بد عمل می‌کنید. تمام حرف‌هایی که به کارمندا میزنید تو ذهنشون میمونه و خیلی راحت متوجه میشن که شما خودتون به حرف‌های خودتون باور دارید یا نه.

پس حرفتون رو با عملتون یکی کنید. چون اگر اینطوری نشه، شیرازه کار از دست شما خارج میشه و دیگه به هیچ وجه نمیتونید جایگاه خودتون رو به عنوان یک مدیر حفظ کنید.

8. منظم باشید

هیچ چیز به اندازه نظم نمیتونه یک مدیر رو در قلب کارمندان مجموعه‌اش عزیز کنه. نظم در لباس پوشیدن. نظم در برخورد. نظم در برگزاری جلسات. نظم در پرداخت حقوق و هزار کار دیگه. پس با خیال راحت بهتون میگم که چیزی جای نظم رو نمیگیره و اصول مدیریت زمانی به موفقیت میرسه که همه چیز سر نظم انجام بشه.

9. استراتژیست باشید

اگر قرار باشه که شما هم مثل بقیه اعضای مجموعتون توی هر موفقیتی دست و پای خودتون رو گم کنید و توی هر شکستی، توی سر خودتون بزنید، پس چرا مدیر شدید؟ یکی از ویژگی‌هایی که بسیار روی اصول مدیریت یک مدیر تاثیر میگذاره اینه که استراتژی داشته باشه و یک استراتژیست عالی باشه. یادتون باشه که سکان کشتی مجموعه شما، دست شماست و شما زمانی میتونید موفقیت بالایی کسب کنید که در طوفانی ترین شرایط، بهترین راه و در بهترین شرایط، بهترین انگیزه رو برای ادامه راه درست کنید.

10. بازخورد بگیرید

 هیچ وقت نباید به عنوان یک مدیر خودتون رو از کارمندا و دیگر اعضای مجموعه جدا کنید. شما باید همیشه به اون‌ها نزدیک باشید و حرف اون‌ها رو بشنوید. پس سعی کنید به صورت ماهیانه، جلساتی رو برگزار کنید و توی این جلسه‌ها حرف تمام کسانی که توی مجموعه‌ی شما هستند رو نسبت به اتفاقات شرکت، برنامه‌های سازمان و… ، بپرسید. مطمئن باشید که یکی از اصول مدیریت همینه که شما از ایده‌های کارمندان در جهت رسیدن به منافع بیشتر در کار، استفاده کنید.

11. سعی کنید روی وحدت مجموعه خیلی کار کنید

یکی از عادت‌هایی که مدیران موفق در بحث اصول مدیریت دارند اینه که سعی می‌کنن تمام اعضای مجموعه رو به یک اندازه به هم نزدیک کنن. یادتون باشه که اگر بتونید جو دوستانه‌ای توی همکارا داشته باشید، از خیلی از جهات میتونید کارایی بیشتر ازشون داشته باشید و بهره وری سازمانتون رو گسترش بدید.

12. در دسترس باشید و دیده بشید

خیلی از مدیران هستن که این روزها اصلا سر کار نمیان و فکر میکنن که باید دیرتر از همه بیان و یه سرکی به کارا بکشن و زودتر هم برن، ولی راستش رو بخواید اینطور نیست. مدیری میتونه موفق باشه و مدیری میتونه بیشترین بهره وری رو از کارش بگیره که همیشه در دسترس باشه و همیشه در نظر کارمنداش دیده بشه.

بهترین راه برای ایجاد این اصل از اصول مدیریتی اینه که زودتر از همه کارمندا برید سر کار و دیرتر از همه کارمندا هم از محیط کار خارج بشید و همه چیز رو تحت کنترل بگیرید. حتی میتونید بعد از ساعت کاری وقتی رو اختصاص بدید برای کارمندا که بیان با شما در مورد هر چیزی که می‌خوان صحبت کنن.

13. همیشه به دیگران احترام بگذارید

شاید باورتون نشه ولی رفتار شما بعنوان یه مدیر بیشترین تاثیر رو، در تمام جوانب کاریتون داره. شما شاید یه روز حال خوبی نداشته باشید و یا مشکلی براتون پیش اومده باشه که اعصابتون رو خرد کرده باشه، اما این تقصیر به دوش کارمند شما نیست. شما باید همیشه با همه خوب و محترمانه رفتار کنید.

14. در کار کارمندها کنجکاوی نکنید.

خیلی وقت‌ها هستش که شما بعنوان یک مدیر، متوجه میشید که یک کارمندتون مرخصی زیادی رو در یک هفته اخیر گرفته. یا وقتی سر کارشه، خیلی سرش تو گوشیه و حالش بده. یا به هر نحوی در تلاشه که یه جوری از زیر کار در بره. یادتون باشه که به جای اینکه برید سر از کارش در بیارید، بهترین راه اینه که دعوتش کنید و ازش بخواید که اگر مشکلی هست با شما در میون بزاره.

این راه بهتر از اینه که به حریم شخصی کارمند وارد بشید. یادتون باشه مدیریت حریم خصوصی هم بخشی از اصول مدیریت هستش.

15. فرصت رو برای پیشرفت دیگران آماده کنید

 مدیریت به این معنا نیست که شما اون بالا پشت میزتون بشینید و نگذارید که هیچ کدوم از کارمندا، پیشرفت رو در کارشون تجربه کنند. خیلی از مدیرا فک میکنن که اونها باید با سوادترین آدم تو مجموعه باشن تا همه چیز خوب پیش بره. خیلی‌ها فکر میکنن که نباید به کارمندا فرصت بدن که ایده هاشون رو برای پیشرفت مجموعه استفاده کنن.

اما باید بهتون بگیم که یک مدیر موفق، سعی میکنه که با رعایت اصول مدیریت، به همه کارمنداش فرصت بده که پیشرفت کنن و این رو بدونید که مدیر موفق، مدیریه که بیشترین نیروی موفق رو به بازار کار تحویل بده. یادتون باشه که مدیران بزرگ، میتونن زیر نظر شما تربیت بشن. پس از هیچ کمکی نباید دریغ کنید.

16. اختلاف‌ها رو حل کنید

هیچ وقت نگذارید که توی مجموعتون اختلاف ودرگیری باشه. البته اختلاف‌ها و درگیری‌ها تو هر مجموعه‌ای ممکنه اتفاق بیفته، اما اگر کارمندی از دست شما ناراحت بود، سعی کنید دعوتش کنید و مشکل رو حل کنید و اگر دو تا کارمند با هم دچار مشکل شدن، سعی کنید با هر دوشون جلسه بگذارید و مشکل رو بینشون حل کنید. یه اختلاف ساده میتونه کلی از بهره وری کار شما کم کنه. پس سعی کنید همیشه رابطه دوستانه رو بین کارمندان برقرار کنید.

17. خوش حساب باشید.

این رو همه ما میدونیم که مسئولیت واریز حقوق‌ها و دستمزدها، به عهده مدیریت مالی مجموعه است، اما یادتون باشه که اگر یه روز حقوق‌ها دیر بشه، کارمندا اون رو از چشم شما می‌بینند. پس یادتون باشه که روی مسائل مالی، هیچوقت تعلل نکنید و نگذارید که هیچ چیز باعث بشه که خوش حسابی شما خراب بشه.

18. مسائل روحی تیمتون رو جدی بگیرید.

این اتفاق ممکنه برای هر کسی حتی خود شما بیفته که در دوره‌ای که سخت مشغول کار هستید، دچار مشکلات روحی بشید، از همسرتون جدا شید، یکی از عزیزانتون رو از دست بدید و یا هر اتفاق بد دیگه‌ای. یکی از کارایی که یه مدیر باید انجام بده اینه که تحت هیچ شرایطی نگذاره که کارمنداش تو حالت بد روحی بمونن.

برای همچین مواردی سعی کنید اول از همه خودتون وارد صحبت بشید و با کارمندتون رابطه نزدیک تری برقرار کنید. اما اگر می‌بینید که مشکلش واقعا به همین سادگیا قابل حل نیست، بهترین راه اینه که برید و از یه روانشناس وقت بگیرید و چند جلسه‌ای با هزینه مجموعه، کارمند رو به پیش روانشناس بفرستید. مطمئن باشید که اون کارمند ارزشش بیشتر از میزان خرجیه که شاید برای شما داشته باشه.

19. روحیه بخشش داشته باشید

این رو بدونید که هیچ کس بدون خطا نیست. حتی خود شما هم خطا می‌کنید و این اصلا چیزی نیستش که بشه ردش کرد. پس اگر تو مجموعه خطایی پیش اومد، بهترین راه اینه که روحیه بخشش داشته باشید. سعی کنید ببخشید و دوباره روحیه رو به تیم برگردونید. البته برای خطاهای بزرگ سیاست تنبیه بد نیست. اما سعی کنید تنبیه طوری نباشه که فرد احساس بی ارزش بودن کنه. میتونه یه کسر حقوق جزئی باشه که به چشم نیاد ولی بهش این هشدار رو بده که هر خطایی رو نمیشه ساده ازش گذشت.

20. تشکر کنید.

اگر می‌خواید کارتون پیش بره، باید تشکر کنید، باید بازخورد بدید. اگر می‌خواید مدیر موفقی باشید و کارتون دیده بشه، اول شما باید دیگران رو ببینید. این باعث میشه که شما بتونید با استفاده از نیروی محبت، خیلی از چیزهایی که بهش فکر نمیکنید و شاید در اصول مدیریت هم نوشته نمیشه رو به بهترین شکل به ثمر برسونید.

و حرف آخر در مقاله اصول مدیریت

کامل ترین نظریه‌ای که در باب اصول مدیریت در دنیا منتشر شده رو با هم خوندیم و از زبان پدر علم مدیریت مدرن، شنیدیم که چطوری میشه یک مدیر موفق بود و چطور باید هر کدوم از اجزای کارمون رو به درستی با تکیه بر اصول مدیریت، مدیریت کنیم.

اما در آخر فقط میخوام یه نکته به همه‌ی این اصول اضافه کنم و بگم که یکی از اصول مدیریتی که از نظر تیم ماهان تیموری بسیار اهمیت داره اینه که شما بعنوان یک مدیر هر زمان خودتون رو به روز نگه دارید و مدام مطالعه کنید.

شما بعنوان یک مدیر باید همیشه و حداقل روزی نیم ساعت، در حال مطالعه باشید و خودتون رو مدام با اطلاعات روز آپدیت کنید. چون یکی از سه رکن اساسی در مدیریت در همه دنیا کسب تجربه و تحصیل هست و هر دوی این‌ها در کم هزینه ترین شکل ممکن خودش با مطالعه اتفاق میفته.

این مطلب برای تو سودمنده، حتما بخونش :
کاربردی ترین اصول برای سیستم سازی یک کسب و کار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *